به گزارش خبرگزاری حوزه، همزمان با ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)، خبرگزاری حوزه در سلسله مباحثی در حضور حجتالاسلام والمسلمین مظفریزاد کارشناس و پژوهشگر تاریخ به بازخوانی میراث علمی و سیاسی آن حضرت پرداخته ایم. این خطبه سندی تاریخی با اسناد متواتر نزد شیعه و اهلسنت که الگوی حضور سیاسی زن مسلمان را نیز ترسیم میکند. متن بخش اول این گفتگو پیش روی شماست که تقدیم میگردد.
یکی از برجستهترین و ارزشمندترین میراث علمی و روایی اهلبیت (ع) که نزد فریقین (شیعه و اهلسنت) جایگاهی فاخر دارد، خطبه سترگ صدیقه طاهره، حضرت فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) است.

با این حال، پیش از هر چیز باید به یک نکته محتوایی مهم اشاره کرد: نامگذاری این خطبه به «خطبه فدکیه»، عنوانی تسامحی و تا حدی نامناسب است؛ چرا که بخش بسیار کوچکی از این سخنرانی بلند به مسئله مطالبه فدک اختصاص دارد.
درست است که بانوی دو عالم (س) در واکنش به تصمیم حاکمیت وقت در مصادره فدک، با بیانی کوبنده در مسجد حضور یافتند و این خطبه بینظیر را ایراد فرمودند، اما فدک در این رویداد در حکم «بهانه و زمینه» بود؛ تا حضرت از این بسترِ تریبون رسمی، به تبیین عقاید اصیل اسلامی، اصول مبنایی دین، و نقد ساختاری و به چالش کشیدن مبانی کسانی بپردازند که قدرت را در جامعه اسلامی تصاحب کرده بودند.
ارزش استنادی، فصاحت بینظیر و ابعاد محتوایی خطبه فاطمیه (س)
یکی از ارکان اهمیت این خطبه سترگ، اهتمام ویژه بزرگان شیعه و اهلسنت به نقل و ثبت آن است (که در بخش آتی به منابع آن خواهیم پرداخت). از آنجا که گوینده این خطبه، حضرت صدیقه طاهره (س)، در نزد فریقین دارای جایگاهی والا و عاری از هرگونه شائبه است و هر دو جریان اسلامی وثاقت، عظمت و جایگاه بینظیر ایشان را تصدیق و مدح میکنند، اعتبار این سند در بالاترین سطح قرار میگیرد.
۱. محورهای کلیدی و فصاحت خیرهکننده خطبه
در این خطبه به مسائل سرنوشتساز پس از رحلت پیامبر (ص)، شناخت جریان حامی خلیفه اول و نقد روشهای حکومتی آنان به زیبایی پردازش شده است. افزون بر این، فصاحت و بلاغت خیرهکننده به کاررفته در این کلام، گواهی روشن بر این حقیقت است که گوینده آن متصل به سرچشمه علم لدنی و الهی است؛ چنانکه درباره آن گفتهاند: «کلامٌ دونَ کلامِ الخالقِ و فوقَ کلامِ البَشَر» (سخنی که پایینتر از کلام خالق و فراتر از گفتار بشر است).
این بیان فاخر بهگونهای است که برخی اساتید و محققان معتقدند این خطبه، «مُخلَص و چکیدهای» از معارف بلند مندرج در نهجالبلاغه است؛ یا به تعبیری دیگر، فرمایشات امیرالمؤمنین (ع) در نهجالبلاغه، شرح و تفسیری بر این خطبه نورانی است و برای درک اعماق واژگان و معانی بلند آن، باید به نهجالبلاغه و جویبار روایات اهلبیت (ع) رجوع کرد.
۲. ضرورت تغییر عنوان از «فدکیه» به «فاطمیه» و پاسخ به شبهه حجاب
با توجه به جمیع این مباحث، بهجای عنوان محدودکننده «خطبه فدکیه»، استفاده از نام جامع «خطبه فاطمیه» شایستهتر است.
نکته قابل تأمل دیگر در این واقعه، کیفیت حضور و حجاب کامل حضرت زهرا (س) در هنگام ورود به مسجد است؛ پوشش و حجاب فاطمی در این رویداد، پاسخی قاطع و کوبنده به تمامی شبهاتی است که تلاش میکنند احکام حجاب را زیر سوال بربرند یا مدعی شوند آیات حجاب صرفاً مختص همسران پیامبر (ص) بوده است.
در مجموع، این خطبه گرانسنگ از توحید، نبوت و امامت گرفته تا فلسفه خلقت، حکمت احکام، و مباحث ناب اخلاقی همچون شکر، اخلاص و تفکر را به زیباترین شکل ممکن تبیین کرده و به حق میتواند به عنوان «مرامنامه اصیل اسلام و تشیع» مورد توجه و عنایت قرار گیرد.
کالبدشکافی ماجرای سقیفه و اثبات ناکارآمدی ساختار قدرت
یکی دیگر از محورهای بنیادین و بیبدیل این خطبه، تحلیل دقیق ماجرای غصب خلافت و ارزیابی ریشههای چرایی کنار زده شدن امیرالمؤمنین، علی بن ابیطالب (ع)، از مسند رهبری جامعه اسلامی است.
حضرت صدیقه طاهره (س) با هوشمندی کامل، مطالبه فدک را بستر و بهانهای قرار دادند تا کلیت دستگاه حاکمه را به چالش بکشند و ماهیت جریان قدرت را نزد افکار عمومی آشکار سازند. ایشان با بیانی روشن به جامعه نشان دادند خاستگاه فکری کسانی که زمام امور را در دست گرفتهاند، نه شایستگی هدایت امت را دارد و نه از پشتوانه مبانی اصیل اسلام بهرهمند است. حضرت زهرا (س) در این محاکمه علنی، با استنادهای پیاپی و مستحکم به آیات قرآن کریم، تعارض آشکار مواضع و تصمیمات هیئت حاکمه با وحی الهی را بر همگان مبرهن ساختند.
علاوه بر این، آنچه جایگاه «خطبه فاطمیه» را متعالیتر و متمایز میسازد، قضاوت، تمجید و توجه ویژه بزرگان فریقین (شیعه و اهلسنت) به جایگاه روایی و عظمت این سخنرانی است؛ تعابیری که بهخوبی آشکار میکند چرا ترجیح دقیق و شایستهتر، نامگذاری این سند تاریخی به «خطبه فاطمیه» است نه صرفاً «خطبه فدکیه».

استناد فریقین به خطبه فاطمیه و تبیین الگوی حضور اجتماعی و سیاسی زن در اسلام
اعتبار بینظیر این خطبه زمانی آشکارتر میشود که به گواهی بزرگان شیعه و اهلسنت درباره سند آن نگاهی بیندازیم:
۱. وثاقت و گستردگی اسناد در منابع شیعه و اهلسنت
در آثار شیعه: علامه مجلسی (ره) در کتاب گرانسنگ بحارالانوار(جلد ۲۹، صفحه ۲۱۵) درباره این خطبه تصریح میکند:
«اِعلم أن هذه الخطبة من الخطب المشهورة التی رواها الخاصة والعامة بأسانید کثیرة...»
بدان که این خطبه از خطبههای مشهوری است که فریقین (شیعه و سنی) آن را با اسناد فراوان روایت کردهاند؛ بهگونهای که کثرت نقلِ آن، این روایت را در مرز تواتر قرار میدهد.
در آثار اهلسنت: از بزرگان اهلسنت نیز میتوان به ابن ابیالحدید معتزلی اشاره کرد که در شرح نهجالبلاغه، این خطبه را از «ابوبکر جوهری» نقل میکند؛ محدثی ادیب، ثقه، اهل ورع و تقوا که بزرگان علم حدیث، او و آثارش را ستودهاند و به آن استناد کردهاند.
۲. الگوی مترقی حضور اجتماعی و سیاسی زن در اسلام
یکی از درسهای بزرگ و ماندگار این واقعه، تبیین جایگاه واقعی زن در اسلام است. ورود هوشمندانه، شجاعانه و تبیینگرانه حضرت صدیقه طاهره (س) در دفاع از حقیقت و ورود به عرصههای خطیر سیاسی و اجتماعی، شاهدی قاطع و عینی بر این حقیقت است که اسلام نهتنها حضور زنان را در صحنههای سرنوشتساز جامعه منع نکرده، بلکه آن را به رسمیت میشناسد.
البته این کنشگری اجتماعی و سیاسی بر اساس منطق فاطمی دارای یک شاخصه بنیادین است: «حفظ حرمت و کرامت زن»؛ بهگونهای که این فعالیتها نباید به ماموریت اصلی، حیاتی و سترگ ایشان یعنی تحکیم بنیان خانواده و تربیت نسلهای توانا برای رشد و تعالی بشریت آسیبی وارد سازد.











نظر شما